معنی تازه نهال
6 بازدید
[ زَ / زِ نَ ] (اِ مرکب) نهال تازه. نهال نورسته. تازه گیاه. || مجازاً، مطلق نورسته و جوان. || تازه بدوران رسیده را نیز گفته اند: و چون تو مرا بتازه نهال دولت مغول دعوت کنی از کیاست دور باشد. (ذیل جامع التواریخ رشیدی).
کلمات همقافیه با «تازه نهال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر