معنی تازه حلق کردن
7 بازدید
[ زَ / زِ حَ کَ دَ ] (مص مرکب) حلق را تازه کردن. تازه کردن حلق. مجازاً بمعنی خنک کردن حلق. رفع عطش کردن. از سوز تشنگی کاستن : یکی تشنه را تا کند تازه حلق یکی تا بگردن درافتند خلق. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «تازه حلق کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر