معنی تازهسکه
5 بازدید
[ زَ / زِ سِ کْ کَ / کِ ] (ص مرکب) زری که بتازگی سکه زده باشند، و آنرا در هندوستان سکهٔ عالی خوانند. (آنندراج). جدیدالضرب. (ناظم الاطباء). نقره یا طلا که تازه سکه زده باشند. مجازاً، نو. تازه : هزار بوسه ازو تازه سکه میخواهد چها که نیست بخاطر گدای خط ترا؟ وحید (از آنندراج). صد بوسهٔ نقد تازه سکه خواهم ز لب تو وام کردن.؟ (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تازهسکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر