معنی تازهجنگ
5 بازدید
[ زَ / زِ جَ ] (ص مرکب) آنکه بتازگی در جنگ درآمده است. جنگ ندیده. جنگ ناآزموده : ای خدا شد بر جوانم کار تنگ دشمنان خونخوار و اکبر تازه جنگ. (از شبیه شهادت علی اکبر).
کلمات همقافیه با «تازهجنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر