معنی تازندگان
5 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (اِ) جِ تازنده. دوندگان. حمله کنندگان: و خیلتاش و مردی از عرب از تازندگان دیوسواران نامزد شدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۷). تازنده ای بود از تازندگان که همتا نداشت. (تاریخ بیهقی ایضاً ص ۱۱۷). رجوع به تاختن و تاز و تازنده شود.
کلمات همقافیه با «تازندگان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر