معنی تاریک گردیدن
6 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) تاریک شدن. تاریک گشتن. تیره و تار شدن: غُربة؛ تاریک گردیدن. اِظلام؛ تاریک گردیدن شب. اغضاء؛ تاریک گردیدن شب. ادجاء؛ تاریک گردیدن شب. تدجی؛ تاریک گردیدن شب. دجو؛ تاریک گردیدن شب. غسو، اِغساء، غَسیً، غَسم، اِغسام؛ تاریک گردیدن شب. غدر، اغدار؛ تاریک گردیدن شب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «تاریک گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر