معنی تاریک کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) تیره کردن. تار کردن: اغطاش؛ تاریک کردن شب را. (منتهی الارب): گفت اگر در کمند من افتی پیش چشمت جهان کنم تاریک.سعدی. رجوع به تاری کردن شود.
کلمات همقافیه با «تاریک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر