معنی تارکه
7 بازدید
[ رِ کَ / کِ ] (از ع، ص) مؤنث تارک. رجوع بتارک شود. || تارکهٔ دنیا؛ رهبانة. زن تارک دنیا.
کلمات همقافیه با «تارکه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «که» برای سرودن شعر