معنی تارمداز
5 بازدید
[ ] (اِخ) یکی از امرای ترک، معاصر غازان خان: و اباقاخان سالجوق خاتون را با جانب دماوند می گردانید و غازان را نیز با وی بازگردانید و با سجوبخشی (کذا) پدر امیر تارمداز و توکال تی مادرش را طلب فرمود که مرا اعتماد کلی بر شماست و غازان را بفرزندی بشما می سپارم و باوق بخش ختایی نیز با شما باشد و با سلجوق بهم به یایلاغ دماوند تا حظ نیکو کند... (تاریخ غازانی چ کارل یان ص ۱۰). رجوع به تارمتاز شود.
کلمات همقافیه با «تارمداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر