معنی تارمتاز
5 بازدید
[ ] (اِخ) از امرای بزرگ ترک، معاصر غازان خان: غازان خواست که تتمیم اساس عدلی را که ممهد فرموده و ارشاد طریقهٔ اسلام که مدت سلطنت خود را مصروف آن ساخته بود آیندگان را نصیحتی و تذکیری واجب دارد... و امرای عظام... و تارمتاز... و شهرت یافتگان مدت خانیت احضار کرده فرمود... (تاریخ وصاف از تاریخ مغول اقبال ص ۲۸۰). رجوع به تارمداز شود.
کلمات همقافیه با «تارمتاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر