معنی تارتو
6 بازدید
(اِخ) پسر «توقان» و نوهٔ «باتو»: پسر اول «توقان»، «تارتو»، او را خواتین و قومایان بوده اند اما نام ایشان معلوم نشده و دو پسر داشته است، «تولابوقا» فرزند او معلوم نشد، «کونچاک» پسری داشته بوزبوقا نام. (جامع التواریخ رشیدی ج ۲ چ بلوشه ص ۱۱۰). و رجوع به همان کتاب ص ۱۰۸ و ۱۰۹ و بخش فرانسه ص ۳۰ شود.
کلمات همقافیه با «تارتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر