معنی تاج شمع
5 بازدید
[ جِ شَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) شعلهٔ شمع. (غیاث اللغات از مصطلحات) (آنندراج): به مجلس اشک ریزان سر نهادم ز تاج شمع بالین برنهادم. زلالی (از آنندراج). بنامش می کنم اول رقم منشور دیوان را چو تاج شمع زرین می کشم طغرای عنوان را میرزا شریف خازن (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تاج شمع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مع» برای سرودن شعر