معنی تاج شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) افسر شدن. همچون تاج بر سر قرار گرفتن. مجازاً موجب زیب و زینت شدن. موجب مباهات و افتخار گردیدن : کی شود عز و شرف بر سر تو افسر و تاج تا تو مر علم و ادب را نکنی زین و رکیب. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «تاج شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر