معنی تاجداری
6 بازدید
(حامص مرکب) تاجوری. پادشاهی. عمل تاجدار: همچنین در تاجداری و جهانداری بپای همچنین در ملک بخشی و جهانگیری بمان. فرخی. تا چو هدهد تاجداری بایدت در خلق دل طوطی آسا طوق آتش کم نخواهی یافتن. خاقانی. ای مهر نگین تاجداری خاتون سرای کامکاری.نظامی. گل چون رخ لیلی از عماری بیرون زده سر بتاجداری.نظامی.
کلمات همقافیه با «تاجداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر