معنی تاجدارنده
5 بازدید
[ رَدَ / دِ ] (نف مرکب) پادشاه. تاجدار. دارندهٔ تاج. نگهبان تاج. رجوع به تاجدار شود.
کلمات همقافیه با «تاجدارنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر