معنی تابلقو
6 بازدید
[ ] (اِ) چوب آن بمقدار یک گز سطبری بمقدار تازیانه ای باید بی بیخ بنشانند در زمینی که ریگ بوم باشد بگیرد و چون عمارت کنند بزرگتر شود و نیکوتر از بیشه ای باشد و پیوند بر بسیاری از درخت ها که صلب باشد نبایدکردن. (فلاحت نامه).
کلمات همقافیه با «تابلقو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قو» برای سرودن شعر