معنی تأمیل
5 بازدید
[ تَ ءْ ] (ع مص) بیوسیدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). امید داشتن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (زوزنی) (آنندراج) (فرهنگ نظام). || بیوس افکندن کسی را. (تاج المصادر بیهقی). به امید افکندن کسی را. (زوزنی). امید دادن. (زوزنی) (فرهنگ نظام): روزبه روز بر سبیل وعد و وعید و تأمیل و تهدید... (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «تأمیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر