معنی تأله
4 بازدید
[ تَ ءَلْ لُ هْ ] (ع مص) پرستیدن و بمعبودیت گرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). حق پرستی. (غیاث اللغات). تعبد. (دهار) (اقرب الموارد). تنسک. (اقرب الموارد). پرستش حق کردن. از کشف اللغات و این لفظ در اکبرنامه بسیار جا واقع شده از آن جمله در این فقره: مولانا عبدالرزاق گیلانی که در حکمت نظر و تأله، بینش فراوان سرمهٔ دیده وری او بود... (آنندراج). || الهیت را بخود بستن. (از اقرب الموارد). || خدا شدن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تأله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر