معنی تأطر
6 بازدید
[ تَ ءَطْ طُ ] (ع مص) ملازم شدن زن خانه را. (تاج المصادر بیهقی). خانه نشین شدن زن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || ناکدخدا ماندن زن در خانهٔ پدر و مادر خود تا مدتی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تأطر زن؛ اقامت کردن وی در خانهٔ خود. (از قطر المحیط). || خود را در بند داشتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تأطر مرد در مکان؛ زندانی شدن وی در آن. (از قطر المحیط). || به دو درآمدن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). خم گردیدن نیزه و کج شدن آن. (منتهی الارب) (از قطر المحیط) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تأطر نیزه در پشت آنان؛ خم شدن و کج شدن آن. (از اقرب الموارد). || تأطر چیز؛ کجی و اعوجاج آن. (از قطر المحیط).
کلمات همقافیه با «تأطر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طر» برای سرودن شعر