معنی تأسی
7 بازدید
[ تَ ءَسْ سی ] (ع مص) (از «أس و») یکدیگر را به صبر فرمودن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). || تسلی گرفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تصبر و تعزی. (از اقرب الموارد) (قطر المحیط). صبر کردن. (دهار). تجلد و تحمل. (قطر المحیط). شکیبایی. آرام شدن. || اقتدا کردن بکسی. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). پیروی کردن. (آنندراج) (غیاث اللغات). اطاعت. (آنندراج) (غیاث اللغات). پیروی و متابعت. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «تأسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر