معنی تأزف
6 بازدید
[ تَ ءَزْ زُ ] (ع مص) کوتاه شدن و نزدیک شدن. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد). نزدیک شدن بیکدیگر. (تاج المصادر بیهقی). || تنگ شدن جا. (از قطر المحیط). || تنگ سینه شدن مرد. بدخوی شدن مرد. (از قطر المحیط) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تأزف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زف» برای سرودن شعر