معنی تأزز
4 بازدید
[ تَ ءَزْ زُ ] (ع مص) شدت غلیان دیگ. (از تاج العروس). سخت جوشیدن دیگ یا بجوش آمدن آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تأزز مجلس؛ موج زدن مردم در آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «تأزز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زز» برای سرودن شعر