معنی تأجم
5 بازدید
[ تَ ءَجْ جُ ] (ع مص) افروخته شدن آتش. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). زبانه زدن آتش. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || سخت گرم شدن روز. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || سخت خشم گرفتن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). || درآمدن شیر در بیشه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تأجم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جم» برای سرودن شعر