معنی بی شاخ و دم
5 بازدید
[ خُ دُ ] (ص مرکب) (از: بی + شاخ +و +دم) صفتی غول را یا مردی ضخم اندام و بیقواره را. || که شاخ و دم ندارد. رجوع به غول بی شاخ و دم شود.
کلمات همقافیه با «بی شاخ و دم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر