معنی بیگنهی
5 بازدید
[ گُ نَ ] (حامص مرکب) مخفف بی گناهی : یک روز بی گناه نبودم بعمر خویش گویا که بود بی گنهی نزد من گناه.سوزنی. و رجوع به بی گناهی شود.
کلمات همقافیه با «بیگنهی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هی» برای سرودن شعر