معنی بیگنائی
6 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) بیگناهی : بجرم چه راندی مرا از در خود گناهم نبوده ست جز بیگنائی.فرخی. و رجوع به بی گناهی شود.
کلمات همقافیه با «بیگنائی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر