معنی بیگزیر
4 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) (از: بی +گزیر) ناگزیر. ناچار. واجب. حتم : کنون آفرین تو شد بی گزیر به ما هر که هستیم برنا و پیر.فردوسی. رجوع به گزیر شود.
کلمات همقافیه با «بیگزیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر