معنی بیگروه
6 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب) (از: بی +گروه) بی جمعیت. بی همراهان. بتنهایی : سکندر چو بشنید شد سوی کوه بدیدار بر تیغ شد بی گروه.فردوسی. رجوع به گروه شود.
کلمات همقافیه با «بیگروه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر