معنی بیگرو
5 بازدید
[ گِ رَ / رُو ] (اِ مرکب) (از: بی + گرو) بدون وثیقه : بی گرو و گواهی هزار تومان از من بقرض گرفته و حالا دو سال است او سواره است و من پیاده. (یادداشت مؤلف). رجوع به گرو شود.
کلمات همقافیه با «بیگرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر