معنی بیکمر
9 بازدید
[ کَ مَ ] (ص مرکب) (از: بی +کمر) بی کمربند. || کمر مانند کلاه علامت منصب و مقام بوده است و بی کمر کنایه از فاقد منصب و مقام است : مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم شهان بی کمر و خسروان بی کلهند.حافظ. رجوع به کمر شود.
کلمات همقافیه با «بیکمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر