معنی بیکار گشتن
6 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) بی کار شدن. || بی کار شغل گردیدن. رجوع به ترکیبات بی کار شود.
کلمات همقافیه با «بیکار گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر