معنی بیکار کردن
8 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) عزل کردن. معزول کردن. (از یادداشت مؤلف). از کار برداشتن. از عمل پیاده کردن.
کلمات همقافیه با «بیکار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر