معنی بیپروا
5 بازدید
[ پَ رْ ] (ص مرکب) دلیر. شجاع. ناترس : داد ما آن شوخ بی پروا نداد بس که بی پرواست داد ما نداد.؟ || غافل. بی توجه. رجوع به پروا شود.
کلمات همقافیه با «بیپروا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وا» برای سرودن شعر