معنی بیوکانی
10 بازدید
[ بُ ] (حامص) بیوگانی. پیوگانی. عروسی بود بلغت خراسانی. (اوبهی). عروسی. (یادداشت مؤلف). رجوع به بیوگانی شود. || عرس. ولیمهٔ عرس. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «بیوکانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر