معنی بیوطن
6 بازدید
[ وَ طَ ] (ص مرکب) (از: بی + وطن) که وطن ندارد. آواره. || در تداول عامه، دشنام گونه ای است.
کلمات همقافیه با «بیوطن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طن» برای سرودن شعر