معنی بیوسانیدن
7 بازدید
[ بَ دَ ] (مص) طمع کردن : خوبیّ و جوانی و توانایی زین شهر درخت تو بیوساند. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بیوسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر