معنی بیوتات
3 بازدید
[ بُ ] (ع اِ) جِ بیوت. ججِ بیت. (از منتهی الارب). رجوع به بیت شود. || خاندانهای بزرگ. نجبا، یقال: هو من اهل البیوتات؛ او از خاندانی بزرگ است. (مهذب الاسماء): پس دو سال بملک اندر بنشست (بهرام گور) و خواستهٔ پدر بدرویشان داد... شکرانهٔ خدای را که فتح خاقان بکرد و اهل بیوتات را و کسانی که ایشان را نعمتها بوده است و بازبستده است، آنها را خواسته بسیار داد. (ترجمهٔ طبری بلعمی). اول اهل بیوتات. (تاریخ قم ص ۱۷۸). و نیز رجوع به الجماهر ص ۱۱ شود. || (اصطلاح نجوم) تقسیمات منطقةالبروج. رجوع به بیوت شود: حکما و اهل نجوم را مثال داد تا طالع مسقط نطفه و محط رأس و کیفیت اشکال افلاک و کمیت حرکات سیارات و ماهیت اسباب و اوتاد ارباب و بیوتات و تسدیسات وتثلیثات و مقارنه و مقابلهٔ کواکب بر طریق ایقان و اتقان معلوم کردند. (سندبادنامه ص ۴۲). || خانه ها و عمارات دولتی. عمارات دولتی و ادارات دولت. (ناظم الاطباء). || ابنیهٔ خاصهٔ پادشاه. (یادداشت مؤلف). رجوع به بیوتات سلطنتی و تذکرةالملوک و شرح آن شود. - ادارهٔ بیوتات؛ ادارهٔ حفظ و تعمیر ابنیهٔ سلطنتی یا عمومی. (یادداشت مؤلف). - بیوتات سلطنتی؛ در دوران صفویه، کارگاههایی که ضروریات و حوایج دستگاه سلطنتی را تدارک و تهیه مینمود. بسیاری از این بیوتات مربوط به امور خانه بود، همچون مطبخ خانه و ایاغی خانه و اصطبل و خیاطخانه، و بعضی از نوع کارخانه های دولتی امروز بود مانند شعرباف خانه و ضرابخانه و قورخانه. متصدی و مسئول ادارهٔ بیوتات سلطنتی را که گاه تعداد آن به ۳۲ میرسید ناظر بیوتات میگفتند. (دائرة المعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «بیوتات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر