معنی بیهودهدرای
6 بازدید
[ دَ / دِ دَ ] (نف مرکب) بیهوده گوی. هرزه گوی. یافه گوی. ژاژخای : گر رای بقا کنی در اینجای بیهوده درای و سست رایی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «بیهودهدرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر