معنی بیهن
5 بازدید
[ هَ ] (اِ) خارپشت بزرگ تیرانداز را گویند. یعنی خارهای خود را مانند تیر اندازد. (برهان). خارپشت و چوله را گویند. (انجمن آرا) (آنندراج). خارپشت بزرگ تیرانداز. (ناظم الاطباء). خارپشت. تشی. کوله. خجو. مرنگو. سکنه. (لغت فرس اسدی نخجوانی ذیل کلمهٔ سکنه): تو این راسوی پارسی چون کشی یکی سکنه خوانند و دیگر تشی. همه مرزهای خراسان تمام مرنگوش خوانند و بیهن بنام.اسدی.[ بَ هَ ] (ع اِ) نسترن. (از لسان العرب) (منتهی الارب). گل نسترن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بیهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر