معنی بینیاز آمدن
6 بازدید
[ مَ دَ ] (مص مرکب) بی نیاز شدن. به بی نیازی رسیدن. استغناء. (منتهی الارب) (ترجمان القرآن) (المصادر زوزنی): گر بدان چاه زنخدان تو ره بردی خضر بی نیاز آمدی از چشمهٔ حیوان دیدن. سعدی.
کلمات همقافیه با «بینیاز آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر