معنی بینمود
3 بازدید
[ نُ / نِ / نَ ] (ص مرکب) (از: بی + نمود) بی تجلی. بی نمایش. بی نمایانی. ناپدید. آنکه نمایش نداشته باشد. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «بینمود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر