معنی بینظر
6 بازدید
[ نَ ظَ ] (ص مرکب) (از: بی +نظر) که رای و بصیرت ندارد. || بی مراقبت و دید و بصارت : در مملکت خویشتن نظر کن زیرا که ملک بی نظر نباشد.ناصرخسرو. || بی مقصود و منظور خاص. که چشم طمع ندارد. رجوع به نظر شود.
کلمات همقافیه با «بینظر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظر» برای سرودن شعر