معنی بینشاط
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص مرکب) (از: بی + نشاط) کسل. بیحال و پژمرده : بوسهل گفت بی نشاطی کاری نیفتاده است. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۰۴). و رجوع به نشاط شود.
کلمات همقافیه با «بینشاط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اط» برای سرودن شعر