معنی بیندیم
6 بازدید
[ نَ ] (ص مرکب) (از: بی +ندیم) تنها. بی همدم. بی یار: بر بستر خاک بی ندیم و همراز و خود خداوند کشور و امیر لشکر بود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۴۲). و رجوع به ندیم شود.
کلمات همقافیه با «بیندیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر