معنی بیمگاه
5 بازدید
(اِ مرکب) (از: بیم، ترس +گاه، پسوند مکان) محل خوف و خطر. (آنندراج). محل خطر. جای ترس و بیم. (ناظم الاطباء): بهر بیمگاهی حصاری کند ز بهر سرانجام کاری کند.نظامی. ره درین بیمگاه تا مردن اینچنین میتوان بسر بردن.نظامی.
کلمات همقافیه با «بیمگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر