معنی بیمکسبی
7 بازدید
[ مَ سَ ] (حامص مرکب) (از: بی + مکسب +ی) بی پیشگی و بیکاری. بی درآمدی : شد ز بی مکسبی و بی مالی ملک شه از مؤدیان خالی.نظامی.
کلمات همقافیه با «بیمکسبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر