معنی بیمکسب
6 بازدید
[ مَ سَ ] (ص مرکب) (از: بی + مکسب) بی پیشه. بی کار و پیشه. رجوع به مکسب شود.
کلمات همقافیه با «بیمکسب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سب» برای سرودن شعر