معنی بیمعطلی
6 بازدید
[ مُ عَ طْ طَ ] (ص مرکب) (از: بی + معطل +ی) فوری. بدون تأخیر. بیدرنگ. رجوع به معطل شود.
کلمات همقافیه با «بیمعطلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر