معنی بیمعارض
4 بازدید
[ مُ رِ ] (ص مرکب) (از: بی + معارض) بدون مخالف. بلامانع. رجوع به معارض شود.
کلمات همقافیه با «بیمعارض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر