معنی بیمدیده
4 بازدید
[ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) به ترس گرفتار شده. ترسیده. ترس دیده.
کلمات همقافیه با «بیمدیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر